
از مجموعه شعر هاي خط خطي روي شب و پا برهنه تا صبح
در عکس چشمان تو
خواب های من پیداست .
در شبیه پوست من
شب ها
چیزی شبیه خواب های تو می چرخد
هر شب به خواب هایم بیا
تا عکسمان هی به هم شبیه تر شود
نه آدمم نه گنجشك
اتفاقي كوچكم
هر بار مي افتم
دو تكه مي شوم
نيمي را باد مي برد
نيمي را مردي كه نمي شناسم







شعری از : فروغ فرخزاد
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
در بهاري روشن از امواج نور
درزمستاني غبار آلود و دور
يا خزاني خالي از فريادوشور
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
روزي از اين تلخ و شيرين ها
روز پوچي همچو روزان دگر
سايه اي ز امروز ها,ديروز ها
ديدگانم همچو دالانهاي تار
گونه هايم همچومرمرهاي سرد
ناگهان خوابي مرا خواهد ربود
من تهي خواهم شد از فرياد ودرد
دلتنگ...
تا حالا شده دلت انقدر بگيره و انقدر بي حوصله بشي،
ولي ندوني دلت از چي، دلت از کي، دلت از کجا گرفته؟!!!
تا حالا شده تو يه جمعي باشي ولي خودت و از همه جدا احساس کني و انقدر تو
خيالات خودت باشي که نفهمي اصلا اطرافت چي ميگذره؟!!!
تا حالا شده خودت و تنهاي تنها ببيني در
صورتي که تنها نيستي و يه عالمه دوستاي خوب داري؟!!!
نميدونم چي بگم!!! خيلــــي بده دلت
اينجوري بگيره، طوري که حتي نتوني به زبونش بياري يا اصلا بنويسي که شايد يه کم سبک شي
فرا رسیدن ماه محرم را به همه دوستان تسلیت میگم