تبليغاتX
شعر نو
بزرگترین وبلاگ ادبی ایران
كساني‌كه مأمور دفن من هستيد... هرگاه كه من مُردم مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا همگان بدانند كه جز سياهي در دنيا، چيزي نديده‌ام. چشمانم، چشمانم‌را باز بگذاريد تا بداند كه هنوز چشم انتظارم. دهانم، دهانم‌را باز بگذاريد تا باور كند كه هنوز، ناگفتني‌ها دارم. دستانم، دستانم‌را باز بگذاريد تا ببينند كه چيزي باخود نخواهم برد. در تابوت را باز بگذاريد تا شايد كه بيايد آن‌گاه، قالبي يخ بر سر مزارم بگذاريد تا با اولين طلوع خ...........
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/20ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط سیاوش (مدیر وبلاگ)  |