
مهدی اخوان ثالث برای اهل ادب نامی آشناست. يگانه کسی که به غايت شعر نوين را با شعر کهن درآميخت و آثار بديع و زيبايی چون زمستان، آخر شاهنامه، ميراث و ...... را خلق کرد.خداوندگاران شعر نو در ايران نيز به نهايت زيبايی و بداعت شعر او متعرفند.
اخوان تار و پود شعر را چنان زيبا و استادانه به هم می بافد و رج می زند که فرشی کزان تار و پود لغت و آرايه و ايهام و مجاز و ايجاز بوجود آمده هرگز مندرس و زوال در رفته نمی شود .او پرورده روزگار سياه استبداد و رنج بود و هنوز پس از گذشت سالها ، زندان قصر هنوز بوی اخوان را می دهد.
او بدرستی دريافت که کسی ديگر پاسخگوی سلام ديگری نيست و در آن روزگار خشک و سياه استبداد دست محبت يازيدن به سوی ديگری کاری بس عبث بود.
اخوان رفت و شعرش برای هميشه جاويدان ماند و هنوز نجواهای کوری از مغاک تيره و تارش به گوش می رسد که می گويد:((هی فلانی ! زندگی شايد همين باشد))
برای خواندن زندگی نامه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
فريدون مشيری
(۱۳۷۹ - ۱۳۰۵)
فريدون مشيری در سیام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدریاش بواسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقهمندان به شعر بود و در خانوده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش ميرسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت
برای خواندن ادامه زندگی نامه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
یاد احمد شاملو به هر بهانهای که باشد، همیشه فرصتیاست برای تعمق در همهی جوانب شعر. این روزها که آشوب و بینظمی در همهی جهان بالاگرفتهاست، شعر او بیش از همیشه آن پرتو نور است که ما را در ظلمات راهمیبرد. به يادمان میآورد که کلام شاعرانه نقشی در جامعه دارد که باید به بار بنشیند، بهخصوص آنگاه که کلام حقیقی در آزمندی فریبنده و تهی خفه شده است.
شعر ساده است، دست ودلباز است، گشاده و ژرف است. قلعهی بازیاست برای همه آنان که حاضرند راه سختگیرترین وفاداریها را دنبال کنند. جریانی مخفی است از زلال آبهای نيالودهی نخستین. آنکه در شعر زندگی میکند در حریمی از خلوص شکستناپذیر میزيد. جایی که همه چیز شفافیتی است با استعدادی برای شناسایی و از این رو برای برادری. آبهای شعر بیرونی نیستند، چنيناست که تکثر آنها را گلآلود نمیکند. آبهای شعر در درون شاعر جاریاند و آنچه بازمیتابانند از باطن اشيا سخن میگوید و آنها را به آغاز میپیوندد.
برای خواندن ادامه زندگی نامه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید